☻☻☻عكس هاي خفن!!!!☻☻☻

☻☻☻عكس هاي خفن!!!!☻☻☻

saeed
☻☻☻عكس هاي خفن!!!!☻☻☻

بشکن بشکن

شکستم توبه ام ساقی، تو هم بکشن سر خم را

 

بزن سنگی بجام می که بشکن بشکن است امشب

 

شکستم توبه را از بس شکن در زلف او دیدم

 

دل زاهد شکست از من که بشکن بشکن است امشب

 

قدح بشکست و دل بشکست و جام باده هم بشکست

 

خدایا در سرای ما چه بشکن بشکن است امشب

 

رفیقان خمره بشکستند و ماهم توبه بشکستیم

 

تو هم اهل دلی بشکن که بشکن بشکن است امشب

 

صفا دارد شکست ساغر و پیمانه و توبه

 

بیا در مجمع رندان که بشکن بشکن است امشب

 



تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۴ | 1:46 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

ایده

 

سلام

 

.....

 

فقط همین

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ | 14:2 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

نگاه

 

 

 

تا تو نگاه می کنی کارمن آه کردن است


ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

 

شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است


روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است

 

متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان


حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است

 

چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم


این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است

 

ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی


لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است

 

لیک چراغ ذوق هم اینهمه کشته داشتن


چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است

 

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی


از دم مهد تا لحد، در اشتباه کردن است

 

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه


سجده به کاخ کبریا، خواه نخواه کردن است

 

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند؟


این هم اگرچه شکوۀ شحنه به شاه کردن است

 

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی


پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است

 

بوسه تو به کام من، کوهنورد تشنه را


کوزۀ آب زندگی توشه راه کردن است

 

خود برسان به شهریار، ای که در این محیط غم


بی تو نفس کشیدنم، عمر تباه کردن است

 

******************************************

 

البته خدمتان عرض کنم که منظورم از

 

نگاه ، عکسهای زیر است و عکسهای

 

بالای صفحه فقط جهت تبلیغات و جذب 

 

بیننده درج شده است ...

 

موید و موفق باشید . . .

 

 

 

 

 



تاريخ : سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 1:22 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

انسان باشیم

دانه می چید کبوتر، به سرافشانی بید
لانه می ساخت پرستو، به تماشا خورشید
صبح از برج سپیداران می آمد باز
روز با شادی گنجشکان می شد آغاز
نغمه سازان سراپرده دستان و نوا
روی این سبزه گسترده سراپرده رها
دشت، همچون پر پروانه پر از نقش و نگار
پرزنان هر سو پروانه رنگین بهار

 

مهر، چون مادر می تابد سرشار از مهر
نور می بترد از آینه پاک سپهر
می تپد گرم، هم آواز زمان قلب زمین
موج موسیقی رویش! چه خوش افکنده طنین
ابر می آید سر تا پا ایثار و نثار
سینه ریزش را می بخشد بر شالیزار
رود می گرید تا سبزه بخندد شاداب
آب می خواهد جاری کند از چوب، گلاب
خاک می کوشد تا دانه نماید پرواز
باد می رقصد تا غنچه بخواند آواز
مرغ می خواند تا سنگ نباشد دلتنگ
مهر می خواهد تا لعل بسازد از سنگ
تاک صد بوسه ز خورشید رباید از دور
تا که صد خوشه چو خورشید برآرد انگور
سرو، نیلوفر نشکفته نوخاسته را
می دهد یاری کز شاخه بیاید بالا

 

سرخوشانند ستایشگر خورشید و زمین
همه مهر است و محبت نه جدال است و نه کین
اشک می جوشد در چشمه چشمم ناگاه
بغض می پیچد در سینه سوزانم، آه
پس چرا ما نتوانیم که این سان باشیم؟
به خود آییم و بخواهیم که : انسان باشیم

 

فریدون مشیری

 



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 1:38 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

م

 

 

سلام چند وقتیه حس نداشتم پست جدید بزارم

در کل شرمنده شما هام

 

بعدا جبران میکنم اگه عمری باشه . . .

 

 

 

 



تاريخ : جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ | 21:17 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

دسته گل عروس

توی عروسی دیدین که آخر مراسم عروس دسته

 

گلش رو بین مجرد ها پرت میکنه 

 

 

چند سال پیش تو یه عروسی بودیم و بعد از این که

 

 

کلی شادی و حرکات متفرقه از خودمون در کردیم 

 

رسیدیم به آخر مراسم و عروس و داماد اومدند که

 

دسته گلشون رو پرت کنن

 

 

دخترای دم بخت با خوشحالی زایدالوصفی جلوی عروس

 

و داماد جمع شدند تا بلکه همای سعادت روی  

 

دوش شونبشینه و بتونن دسته گل رو ،رو هوا بقاپن

 

و بختشون باز بشه

 

 

من هم که اون صحنه ها رو میدیدم ،یهو مثل شیر

 

از جام پریدم

 

و با اعتماد بنفس خیلی بالا رفتم و وایسادم بینشون

 

عروس دسته گل رو پرتاب کرد به هوا

 

 دسته گل صاف اومد بالا سر من و من هم مثل پلنگ 

 

پریدم و بالاتر از همه اونو قاپیدم

 

 

در این لحظه بود که دم بختان فهمیدند که همای

 

سعادت روی شونشون نشسته و ری.....ده و کاری با 

 

بختشون نداشته

 

خب در این بین بود که گرداننده مجلس دست منو 

 

گرفت و اسممو پرسید و بعد از بگو و  بخند 

 

به مهمونا گفت که رسم  اینه که آقا پسری که گل 

 

رو گرفته باید دوباره گل بندازه و هر دختری که گرفت

 

اون دختر مال اون پسره!!!!!!!

 

 

همینکه این جمله رو گفت مثل اینکه به گلّه گوسفند ها

 

گرگ حمله کرده باشه، دخترایی که اون وسط بودند 

 

مثل بره شروع کردند به فرار کردن، یکی داشت

 

از رو صندلی ها میپرید و فرار میکرد ، یکی داشت از

 

درخت بالا میرفت ،یکی داشت از زیر میزها در میرفت،

 

یکی داشت تو استخر زیر آبی در میرفت و . . .

 

یک ثانیه طول نکشید که اون وسط خالی شد و

 

من موندم و دسته گل و آقای خواننده . . .

 

و اعتماد بنفس بالای من . . .

 

آخه عزیزان من نخواستم که بخورمتون کهههههه

 

 

در آخر من هم  با دسته گلم رفتم نشستم سر جام 

 

خب حالا چند سال از اون روزا میگذره و چند تا از اون 

 

بره ها که الان واسه خودشون گوسفندی شدن، از

 

راههای مختلف برام پیغام میفرستن که اون موقع غلط 

 

کردم و فرار کردم حالا اون دسته گل رو بده به من

 

من هم میگم . . .

 

 

من غلط بکنم چیزی بگم ، به جون "مخاطب خاص" اگه 

 

من به اونا  محل بزارم و پیاماشونو بخونم

 

"مخاطب خاص" تو خودتو ناراحت نکن همه چی حل

میشه

 

** البته قابل ذکر است که تو اون مراسم مخاطب خاص 

 

حضور نداشت وگرنه من خودم دو دستی دسته گل رو 

 

به ایشون تقدیم میکردم 

 

خخخخخخخخخخخخخ............



تاريخ : یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ | 1:3 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

همینطوررری

از عکس خوشم اومد

 

و خیلی همین طوری میزارم که شما هم ببینین

 

اسمشو میزارم " مخاطب خاص و مادرش"

 

 



تاريخ : پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۳ | 17:57 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

شانس تقدیر

شانس ، تقدیر ، بخت ، اقبال و . . .

 

نمیدونم درباره کلمات بالا چی بگم

 

یه جایی به خواستت میرسی و فکر میکنی شانس آوردی !!؟

 

ولی بعد از مدتها متوجه میشی که

 

اصلا هم شانس نیاوردی و دقیقا خود بدبختی نصیبت شده!

 

 

و یه جایی هر کاری میکنی، هر تلاشی میکنی ،

 

به همه جا متوصل میشی که به یه چیز خاصی برسی

 

و یا اونو بدست بیاری

 

ولی موفق نمیشی . . .

 

فکر میکنی که بزرگترین بدبختی مال توئه

 

و بد شانس تر از تو کسی نیست . . .

 

بعد از سالها متوجه میشی که بزرگترین شانس زندگیت

 

همون چیزی بوده که میخاستی بدستش بیاری و نتونستی

 

یعنی خوش شانس بودی که اون چیز خاص رو از دست دادی 

 

 

مثلا با سعید PES بازی میکنم سعید اولش یک گل به من میزنه

 

و فکر میکنه که امروز ،روز شانسشه و هی میتونه به من گل بزنه

 

ولی اشتباه فکر میکنه و اون یک گل رو من بهش زنگ تفریح داده بودم

 

و  یهو من شروع میکنم به گل زنی و 10 تا میزنم ،نتیجه میشه:

 

-  10

پس سعید فکر میکرده که شانس آورده در حالی که اونطوری نبود

 

 

خب از مثالمون بگذریم  و به ادامه مطلب بپردازیم . . .

 

البته همیشه اینطوری نیست ها . . .

 

یه دورانی برات پیش میاد که هی شانس در خونه تو رو میزنه و تو در رو 

 

باز نمیکنی؟!!! از فرصت های پیش اومده استفاده نمیکنی

 

 فکر میکنی فرصتهای بهتری در آینده  برات اتفاق میوفته بهمین خاطر

 

از فرصت بدست اومده استفاده نمیکنی !!

 

و یا  سطح درک و آگاهی و شعور و علم تو به حدی نرسیده که بتونی 

 

فرصتهای طلایی رو بشناسی، بهمین خاطر از دستشون میدی !!!!

 

و افسوس زمانی که تجربه کافی رو بدست میاری

 

دیگه از اون فرصتهای طلایی خبری نیست . . . 

 

 

گاهی گمان نمی کنی و می شود


گاهی نمی شود که نمی شود


گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است


گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود


گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست


گاهی تمام شهر گدای تو می شود

 

 

 

به عنوان مثال ، مثلا یک نفر باشه که اسمش 

 

"مخاطب خاص" باشه و "من" شانس او تو زندگی باشم

 

شما ها بگید اون اگه منو از دست بده چی میشه؟

 

بعدها بخاطر از دست دادن من

 

چه غصه ها که نمیخوره؟!!!

 

پس مخاطب خاص  قدر شانست رو بدون . . .

 

خخخخخخخخخ...

 

 

با همه ی اینها باید امیدمون به خدا ی مهربان باشه

 

و نا امید نشیم 

 

 چون نا امیدی از درگاه خدا . . .

 

 

 

 

و نا امیدانه تسلیم قضا و قدر و تقدیر نشویم  

 

چون انسانیم و ناقص . . .

 

 

از خدا پرسیدم: 

 

 

اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای،پس آرزو کردن چه سودی دارد؟ 

 

 

خداوند خندید و گفت: 

 

 

 

  شاید در سرنوشتت نوشته باشم:

 

 

هر چه آرزو کرد

 



تاريخ : یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳ | 0:15 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

درخواست_همین طوری

 

 

سلام

 

چند وقتی من نیستم یا که شما نیستین

 

یا که کلا همه با هم نیستیم؟؟؟؟؟

 

اگه شما بخاین از کسی (مخاطب خاص) یه چیزی 

 

بخاین یا که یه چیزی رو بهش بگین ولی نتونین 

 

چیکار میکنین؟

 

این طوری خوبه، مثل آدم بهش بگین ،رو در رو؟

 

یا بدونین که اون به این وبلاگ سر میزنه ، بهمین

 

خاطر حرفتون رو اینجا بهش بگین . . .

 

 

 

درسته که  اون نمیدونه من منظورم اونه و ممکنه

 

در وبلاگ متوجه حرفم نشه

 

ولی از قدیم گفتن "دل به دل راه داره" شاید خودش

متوجه شد ،شایدددد.......

 

آخه چطوری بگم . . .

 

میخام طوری بگم عشقولانه باشه . . .

 

یا اینکه دل به دریا بزنین و به طور انتحاری عمل کنین . . 

 

 

فقط مشکل من اینه که چیزی رو که من میخام بگم

 

خودم میدونم ولی اون نمیدونه و من رو هم نمیبینه

 

 و من هم نمیتونم رو در رو ببینمش و از اونجایی که

 

شنیدم اون خیلی مثبته +++++++++. . .

 

میترسم تا بخام یه راهی پیدا کنم مطلبو بهش بگم

 

یهو جیغ بزنهههههه مامااااااااااااااااااااااامان

 

و فرداش باباش با بیل و سوار بر دو چرخه

 

و مامانش با بیل و ملاغه و چادر به کمر بیان  

 

   دم در خونمون و   منو . . . 

 

 

 

واللا نمیدونم مردم چرا اینطور میکنن !!!

 

هنوز چیزی نگفتم با بیل به جون آدم میوفتن . . .

 

اصلا نخاستم . . .

 

مگه تنم میخاره . . .

 

باباش ببره مخاطب خاصو ترشی بندازه . . .

 

 

 

 

واللللا . . .

 

میرم میشنم با سعیییید PES 2014 میزنم 

 

و 10 تا گل هم بهش میزنم و هِر هِر به ریشش میخندم

 

و از دلخوشی لبریز میشم

 

حالا چه کاری خودمو به دردسر بندازم . . .

 

 

 

 

 

 

 

خوب شد که زود متوجه شدم وگرنه اون همه کتک 

 

خوردن ارزششو نداشت . . .

 

حالا داریم راحت زندگیمونو میکنیم . . .

 

کلا اینا رو همین طوری گفتم ، یهو مخاطب خاص 

 

بهت بر نخوره ه ه ه ه ه ه. . .

 

خخخخخخخخخخخخخخ. . . 



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۳ | 23:14 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

عاشورا

امام حسن (ع) با معاویه صلح کرد 

 

ولی امام حسین (ع) با پسر معاویه صلح نکرد!!!!!!!!!!!

 

با جواب کلیشه ای و تکراری که تو کتابهای درسی نوشتن 

 

من و خودتونو سرگرم نکنین!!!!!!

 ...

...

افراد حاضرن شب و روز عزاداری کنند و با صرف هزینه ، نذری

 

و احسان بدهند ولی مثل کسی که براش این عزاداری رو 

 

انجام میدن عمل نمیکنن؟؟!!

 

 ...

...

....

فقط همین . . .



تاريخ : جمعه نهم آبان ۱۳۹۳ | 2:21 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

چال گونه

چال گونه یا چاه زنخدان و یا dimple همین طوری

 

محض خنده چند تا عکس گذاشتم . . .

 

یه عده فکر نکنند این چال چیز خاصی است و باعث

 

خوشگلی میشه؟!!!!!

 

این چال یه چیزی تو مایه های کاسه توالت واسه

 

مگس ها و پشه هاست . . . در همین حد . . .

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه یکم آبان ۱۳۹۳ | 1:23 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

محض خنده

فقط برای خنده است یهو جدی نگیرین ها . . .



یه کمی هم نبوغ در کنیم . . .




تاريخ : جمعه دوم اسفند ۱۳۹۲ | 0:29 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

بیببیبیبیبیر...دزززززززززززززز

بیبر . . . دززززززززززززززز



بیبر . . . بچه ای با تونبون آویزان



برای کامل دیدن عکس روی آن کلیک کنید



تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ | 22:29 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

سرخوش

. . .





اوووووووووو.......


برای کامل دیدن عکس روی آن کلیک کنید



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 21:45 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

دماغ

حال نوشتن متن رو ندارم


لطفا خودتان که سرشار از قریحه و استعدادین برای تصاویر متن بسازید


















تاريخ : جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ | 0:51 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

واقعیت تلخ

یک واقعیت تلخ و زننده . . .


تقصیر کیست؟ . . .






تاريخ : یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 21:36 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

فصل امتحانات



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ | 13:17 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

پوزش

دوستان عزیز بدلیل از کار افتادن آپلود سنتر upload9.ir ،


 که ما از طریق آن عکسهای این بلاگ را آپلود میکردیم ،


متاسفانه عکسهای پست های قبلی قابل مشاهده نیست.



تاريخ : جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ | 12:13 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

مممممم...


و یه عکس حال به هم زن . . .



خخخخخخخخ. . .


برای کامل دیدن عکسها روی آنها کلیک کنید



تاريخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ | 23:6 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

در کل قدیم

قدیما ندیما اینطورکی بود عزیز دل . . .


دیدم که یه چیزی میگم. . . 




برای کامل دیدن عکسها روی آنها کلیک کنید



تاريخ : یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ | 0:41 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

روزگار چه بازی هایی که ندارد  ما هم خسته ی این روزگار شدیم . . .

 



تاريخ : دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ | 0:34 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

عشق و حال

اینطوری آی حال میده . . .

 



تاريخ : دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ | 0:31 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

TROLL




تاريخ : سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ | 0:49 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

قبل و بعد

کارهایی که میکنیم و حرفهایی که میزنیم ممکنه عوض شه ...


مگه نه؟!!!!!



بعضی وقتها هم بیخیالش...




تاريخ : جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ | 23:27 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

استاد معظم

بعضی ها نمیتونن این رو تجربه کنن




تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ | 13:27 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

سرما و چکمه و...

دوباره شروع شد...




تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ | 13:25 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

همین طوری

همین طوری محض خنده یه چیزی گذاشتیم...





تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 23:50 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

زبان

یه عده هستند که خیلی زبان درازند امان از دست اینها!!!!




زبان اینها رو باید ...



عده ای هم هستند که در زخم زبان زدن استادند



اینان کاری با تو میکنند که باید زبانشان را از حلقوم شان 


در بیاوری و بذاری کف دستشان



عده ای هم بجای اینکه با زبانشان حرف بزنن


 با آن کارهایی دیگر میکنند ...




انصافا ولی عده ای هستند که زیپ زبانشان  در اختیارشان است



یه عده هم هستند که هنوز زبان بسته اند



ولی در آخر زبانی وجود دارد که شاعر در باره آن


فرموده است:


"اِله بَندم اِله بَندم بیر شیرین دیله بَندم"


(ela bandam ela bandam bir shirin dile bandam)


چنان اسیرم چنان اسیرم که اسیر زبانی شیرین هستم



در آخر هم شعری از سایه:


زبان نگاه


نشود فاش کسی آنچه میان من و توست 

 تا اشارات نظر نامه رسان من و توست 

 گوش کن با لب خاموش سخن می گویم 

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست 

گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید 

 همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست 

  این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت 

 گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

 سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
 
 وه ازین آتش روشن که به جان من و توست



تاريخ : شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:24 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

حق مسلم ماست

خیلی وقت بود که .... نمیذاشت بیام و پست بزارم ولی یه خبر خیلی جذبم کرد :


((در عربستان دختران جنبش 4 همسری را راه انداخته اند ))


من در اینجا به صراحت اعلام میکنم در ایران نیز این حرکت باید صورت گیرد


 و چون توان ما از آنان بالاتر و بیشتر است نه تنها 4 همسری بلکه

  

  7 همسری  حق مسلم ماست



** 7 عدد مقدسی میباشد




تاريخ : سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ | 11:23 | نویسنده : عمو ميثم☻ |

http://www.fatimar77.blogfa.com/

تاريخ : جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ | 10:39 | نویسنده : saeed |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.